سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
یک دنیا کتـــــــــــــــــــــــــاب

یک دنیا کتـــــــــــــــــــــــــاب

کنت دومونت کریستو (به فرانسوی: *Le Comte de Monte-Cristo)، رمانی از الکساندر دوما (1802-1870)، نویسنده فرانسوی، منتشر شده به سال 1845.

خلاصه

ادموند دانتس، دریانوردی زندانی و مسافری مرموز با چندین چهره، می*خواهد با ثروت*های افسانه*وار خود طبقه اشراف پاریس را به هم بریزد. دانتس در 1815، در روز ازدواجش، به اتهام دروغین طرفداری از ناپلئون در بندر مارسی زندانی می*شود و بر اثر سعایت رقیب عشقی*اش، فرناند، و رقیب تجاری*اش، دانگلار، مدت چهارده سال محبوس می*ماند و این واقعه، در عین حال، به نفع مقاصد سیاسی یک قاضی جوان و جاه*طلب به نام ویلفور است که در زندانی*شدن او دست دارد. درسیاهچال پس از چندین سال از زندانی شدنش، متوجه می*شود که زندانی دیگری مشغول حفاری جهت فرار کردن از زندان است سرانجام او نیز مشغول به کار می*شود و متوجه می*شود که او آبه فاریا یک کشیش و دانشمندایتالیایی است. آبه فاریا نقشه گنج سرشار جزیره مونت کریستو را در اختیار او می*گذارد. ولی درست قبل از اینکه بنتوانند نقشه فرار خود را نهایی کنند آبه می*میرد. دانتس با طرح بسیار ماهرانه*ای از زندان می*گریزد، گنج را به دست می*آورد، به پاریس می*رود و از سه دشمن خون*خوار خود انتقام وحشتناکی می*گیرد. دانتس از حد همه قوانین انسانی و الاهی فراتر می*رود و مانند تقدیر، بی*رحم و تزلزل*ناپذیر می*شود. این کتاب، به سبب غنای ابداعات عجیب و غریبش و به لطف صفا و صداقت بیانش، هنوز هم می*تواند برای خوانندگان جالب باشد. عجیب*ترین ماجراها در این اثر نقل می*شود. نویسنده پروای حقیقت*نمایی ندارد. سبکش روی هم رفته روان و پویاست. با این همه، بسیاری از بخش*های کتاب با حقیقت روان*شناختی شخصیت*ها و امکان وقوع ماجراها مغایرت دارد. شهرت کم نظیر این رمان با نمایشی که خود نویسنده بر اساس آن تنظیم کرد و بر صحنه آورد (سال 1848) ادامه یافت.


الکساندر دوما

الکساندر دوما (پدر) (به فرانسوی: Alexandre Dumas, père) رمان *نویس و نمایشنامه *نویس فرانسوی (24 ژوئیه 1802 (میلادی) - 5 دسامبر 1870 (میلادی)) بود به او لقب «سلطان پاریس» را داده بودند[1]. او به خاطر رمان*های ماجراجویانه فراوانش، یکی از مشهورترین نویسندگان فرانسه به شمار می*رود. بسیاری از رمان*های او، از قبیل «کنت مونت کریستو»، «سه تفنگدار»، «بیست سال بعد» و «ویکنت دوبراژلون» رمان*هایی دنباله دار و سریالی هستند. او علاوه بر رمان*نویسی، مقاله*نویس، نمایش*نامه*نویس و خبرنگار پرتوانی بود.

آثار


سه تفنگدار
پس از بیست سال، قسمت دوم سه تفنگدار
ویکنت دوبراژلون، قسمت سوم سه تفنگدار
کنت دو مونت کریستو
ملکه مارگو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیح*الله منصوری منتشر شده*است.
خانم مونسورو این کتاب تحت نام قبل از طوفان در ایران به ترجمه ذبیح*الله منصوری منتشر شده*است.
گردنبند ملکه
آنتونی
برج نسل
ژوزف بالسامو
چگونه نمایشنامه*نویس شدم




[ پنج شنبه 1/10/90 ] [ 2:49 صبح ] [ کتابخوان ]

گوژپشت نتردام (به فرانسوی: Notre-Dame de Paris) رمانی است به قلم ویکتور ماری هوگو، نویسنده فرانسوی که در 1831 انتشار یافت.

زمینه پیدایش

هوگو در مقدمه کتاب مینویسد: ((چند سال پیش نویسنده این کتاب به هنگام تماشا یابهتر بگوییم ضمن کاوش در کلیسای نتردام در یکی از زوایای تاریک برجهای آن کلمه ANATKH را که دستی عمیقا بر یکی از دیوارها کنده بود مشاهده کرد.))... ((کسی که این کلمه را بر دیوار برج کلیسای نتردام نقش زده بود چندین قرن پیش از جهان رخت بربسته و نوشته او هم بدنبال وی ناپدید گردیده، پایان عمر کلیسا نیز بسیار نزدیک است.کتاب حاضر درباره سنگ نوشته مزبور به رشته تحریر در آمده*است.))

ویکتور هوگو

ویکتور ماری هوگو (26 فوریه، 1802 - 22 مه، 1885) بزرگ*ترین شاعر سده نوزدهم فرانسه و شاید بزرگترین شاعر در گستره ادبیات فرانسه و نیز داستان*نویس، درام*نویس و بنیانگذار مکتب رومانتیسم است؛ آثار او به بسیاری از اندیشه*های سیاسی و هنری رایج در زمان خویش اشاره دارد از برجسته*ترین آثار او می*توان به بینوایان، گوژپشت نتردام و شمار زیادی مجموعه شعر اشاره کرد. وی هم*چنین چندین نمایش*نامه نوشته*است.

فهرست آثار

آثار آغاز نوجوانی
1. اینه دوکاسترو درامی به نثر در سه پرده که هوگو در پانزده سالگی نوشته*است.
2. ترجمه? بخش*هایی از انه اید شاهکار ویرژیل:
هخامنشی
پیرمرد گالز
غار سیکلوپ*ها
کاکوس
3. درلیدی ترجمه*ای از اشعار اوراس
4. سزار از از روبیکون می*گذرد ترجمه*ای از فارسال تصنیف لوکن

شعرها

1. اغانی جدید
2. اغانی و قصاید
3. شرقی*ها
4. برگ*های خزان
5. نغمات شفق
6. صداهای درونی
7. پرتوها و سایه*ها
8. کیفرها
9. سیر و سیاحت
10. افسانه قرون
11. غزلیات کوچه*ها و بیشه*ها
12. سال مخوف
13. فن پدربزرگی
14. پاپ
15. شفقت عالی
16. ادیان و دین
17. خر
18. ریاح چهارگانه روح
19. عاقبت شیطان
20. مکنونات چنگ
21. خدا
22. سال*های شوم
23. دسته گل آخرین

نمایشنامه*ها

1. کرامول
2. آمی روبسار
3. ارنانی
4. ماریون دلورم
5. شاه تفریح می*کند
6. لوکرس بورژیا
7. ماری تودور
8. آنژلو
9. اسمرالدا
10. روی بلاس
11. توامان
12. بورگراوها
13. تورکه مادا
14. تئاتر در هوای آزاد

رمان*ها

1. بوگژارگال
2. هان دیسلند
3. آخرین روز یک محکوم
4. نتردام دو پاری یا گوژپشت نتردام
5. کلود گدا
6. بینوایان
7. کارگران دریا
8. مردی که می*خندد
9. نود و سه


توضیحات متن بر گرفته از wikipedia


[ پنج شنبه 1/10/90 ] [ 2:47 صبح ] [ کتابخوان ]

سالار مگس ها از جمله آثار برجسته کلاسیک جهان است که ویلیام گلدینگ در آن شور و هیجان یک قصه تمثیلی را با قدرت و صداقت توصیف کرده است .داستان ماجرای شگفت آور گروهی پسر بچه است مدرسه ای انگلیسی است که در طی جنگ هسته ای و خانمان سوز عازم منطقه ای امن میشوند ولی سقوط ناگهانی هواپیما آنان را ملزم به اقامت در جزیره ای استوایی میسازد .در آغاز همه چیز به خوبی پیش میرود و آنان بی دغدغه و سبک بال جزیره خوش آب و رنگ و سرسبز را در مینوردند .اما اندک زمانی پس از آن روحیه شرارت بار تندخوی بعضی از پسرها بهشت زمینی را به دوزخی از آتش و خون مبدل میکند و تمامی مظاهر خرد و پاک اندیشی از وجودشان رخت بر میبندد.


ویلیام جرالد گلدینگ


سر ویلیام جرالد گلدینگ (به انگلیسی: Sir William Gerald Golding) (زاده? 19 سپتامبر 1911، درگذشته? 19 ژوئن 1993)، شاعر و رمان*نویس بریتانیایی برنده? جایزه? نوبل ادبیات در 1983 بود. از معروفترین آثار او می*توان به سالار مگس*ها اشاره نمود. او همچنین جایزه ادبی من بوکر را برای رمان «آداب عبور» که اولین کتاب از سه*گانه? به سوی انتهای زمین می*باشد را در 1980 کسب نمود.

آثار


سالار مگس*ها 1954
وارثان 1955
پینچر مارتین 1956
پروانه برنجی 1958
سقوط آزاد 1959
هرم 1967
خدای عقرب 1971
تاریکی مشهود 1979
پرواز نوش
منار مخروطی

توضیحات متن برگفته از wikipedia و کتابناک




[ پنج شنبه 1/10/90 ] [ 2:45 صبح ] [ کتابخوان ]

 




1984 نام کتابی نوشته? جرج اورول، نویسنده? انگلیسی است.


محتوا

در قرار گرفتن این کتاب در ژانر علمی ـ تخیلی بحث وجود دارد؛ اما بسیاری آن را کتابی شاخص در این سبک می*دانند. گذشته از سبک، این کتاب بیانیه? سیاسی شاخصی در رد کمونیسم و نظام*های توتالیتر شمرده می*شود. 1984 به سال 1948 میلادی نوشته شده‏ است و کتابی پادآرمانشهری به شمار می*آید. کتاب به نام «نوزده هشتادوچهار» هم شناخته می*شود.

جرج اورول در این کتاب جامعه*ای را به تصویر می*کشد که در آن خصوصیاتی همچون تنفر نسبت به دشمن و علاقه? شدید نسبت به برادر بزرگ (Big Brother) (ناظر کبیر) (**** حزب با شخصیت دیکتاتوری فرهمند) وجود دارد. در جامعه تصویر شده گناهکار به راحتی اعدام می*شود و آزادی*های فردی به*شدت توسط قوانین حقوق توده پایمال شده*اند. در این داستان مسائلی همچون اینگساک (Ingsoc)، بزه فکری، گفتار جدید (به*غایت خلاصه و فاقد زیبایی‏های کلام)، دوگانه*باوری مطرح می*شود. کتاب دیدگاهی ضد کمونیستی و ضد حکومتهای توتالیتر دارد.

داستان



جهانِ نیمه*متحد سه قدرت بزرگ دارد که جهان را میان خود تقسیم کرده*اند و هر سه به شیوه? مشابهی جهان را اداره می*کنند. وینستون اسمیت، شخصیت اول داستان، در اوسیا زندگی می*کند و عضو عادی حزب است. روزی دفترچه ای قدیمی می*خرد و در آن شروع به نوشتن تفکرات خود می*کند. در تمام نقاطی که اعضای «حزب» زندگی می*کنند دستگاه*هایی به نام تله*اسکرین(صفحه ی سخنگو) وجود دارد. این دستگاه (که توسط وزارت حق اداره می*شود) مانند دوربین تمام اعمال افراد را تحت نظر دارد. وینستون خارج از دیدرس تله*اسکرین شروع به نوشتن می*کند و چندین بار جمله? مرگ بر ناظر کبیر را بر روی کاغذ می*نویسد.

در ادامه? داستان با دختر موسیاهی ازاعضای حزب، آشنا می*شود. وینستون در ابتدا فکر می*کرد که این دختر که عضو انجمن جوانان ضدسکس است، جاسوس بوده، و او را زیرنظر دارد، تا اینکه روزی دختر کاغذی را به ویسنتون می*رسانَد که در آن نوشته شده: دوستت دارم. با وجود اینکه حزب روابط جنسی و عشق و عاشقی را سرکوب می*کرد، این دو مخفیانه به خارج از شهر می*روند و پس از آشنایی در می یابند که هر دو عقاید مشترکی دارند، مبنی بر اینکه حزب واقعیات را جعل می*کند و گذشته را نیز به*طور مداوم از طریق دستکاری در اسناد به دلخواه خود تغییر می دهد. سپس رابطه جنسی نیز با هم برقرار می*کنند و تصمیم به مقابله با حزب (به رغم اعتقاد به بی نتیجه بودن آن؛ حداقل برای زمان حال) می‏گیرند، به این امید که آیندگان بتوانند خود را از زیر نفوذ حزب و نظام توتالیتریِ حاکم بر جامعه برهانند، با این آگاهی که پایانی جز مرگ در انتظارشان نیست. آنها شایعاتی مبنی بر وجود"انجمن برادری" شنیده اند که بر ضد حزب و بصورت زیرزمینی فعالیت می‏کند. پس از چندی با "اوبراین"، که به گمانشان عضوانجمن برادری است، آشنا می‏شوند و به عضویت انجمن درمی‏آیند، ولی...



جورج اورول



اریک آرتور بلر (به انگلیسی: Eric Arthur Blair) با نام مستعار جورج اورول (به انگلیسی: George Orwell) (زاده? 1903 - درگذشته? 1950) نویسنده و روزنامه*نگار انگلیسی بود.

آثار

آس و پاس در پاریس و لندن (1933)
روزهای برمه (1934)
دختر کشیش (1935)
به آسپیدیستراها رسیدگی کن (1936)
جاده به سوی اسکله ویگان (1937)
درود بر کاتالونیا (1938)
هوای تازه (1939)
قلعه حیوانات (1945)
1984 (هزار و نهصد و هشتاد و چهار) (1949)

توضیحات متن برگفته از wikipedia



[ پنج شنبه 1/10/90 ] [ 2:44 صبح ] [ کتابخوان ]

غرور و تعصب (1796)، نام کتاب بسیار مشهوری از نویسنده? انگلیسی، جین آستن است.

این کتاب، دومین داستان جین آستن است. او این داستان را در سال 1796، در حالی که تنها 21 سال داشت، نوشت، اما چاپ آن تا سال 1813 به طول کشید.

اکثر منتقدین غرور و تعصب را بهترین اثر جین آستن می*دانند و خود او آن را «بچه? دل بند خود» می*نامد. با این حال، این کتاب، که ابتدا با نام «تأثرات اولیه» نوشته شده بود، تا مدت*ها توسط ناشرها رد می*شد و وقتی پس از 18 سال به چاپ رسید، به جای نام آستن، نام «یک خانم» به عنوان نام نویسنده روی جلد به چشم می*خورد.

از این رمان بارها فیلم*سازی شده*است، که آخرین بار آن سال 2005 با بازی ***ا نایتلی (در نقش الیزابت) و مَتیُو مک*فادِن (در نقش آقای دارسی) بوده*است. در سال 2004 هم بالیوود بر مبنای این کتاب، فیلم عروس و تعصب را با بازی آیشواریا رای ساخت.

داستان

خطر لوث*شدن: آنچه در زیر می*آید ممکن است قضیه یا پایان ماجرا را لو دهد!
آقا و خانم بنت(Bennet) پنج دختر داشتند . جِین و الیزابت بزرگ تر از سه خواهر دیگر بودند و زیباتر و سنگین تر.چندی بود که در همسایگی شان در باغی به نام "نِدِرفیلد" مردی سرشناس و ثروتمند به اسم "چارلز بینگلی" زندگی می کرد که بسیار با محبّت و خوش چهره بود.خانم بنت می کوشید تا هر طور شده مرد جوان را برای ازدواج به یکی از دخترانش مایل کند . در یک مهمانی که بینگلی ترتیب داده بود، خانواده ی بنت نیز حضور داشتند .آقای دارسی، دوستِ شوهرِ خواهر چارلز هم در آن جشن بود .او سر و وضعی آراسته و پر غرور داشت .آن شب، جین با چارلزبینگلی آشنا شد . دوشیزه بینگلی هم دوست داشت دارسی به او توجه کند که چنین نشد.

پس از آن مراسم، همه از خودبزرگ بینی و بدخلقی دارسی صحبت می کردند؛ ولی الیزابت حسی درونی نسبت به او داشت .از سوی دیگر کشیش "کالینز"، برادرزاده ی آقای بنت و وارث خانواده ی آن ها قصد داشت تا با یکی از دخترعموهایش ازدواج کند .وی نخست جین را برگزید، ولی وقتی فهمید جین با بینگلی می خواهد نامزد کند به فکر الیزابت افتاد. خانم بنت هم با این پیوند موافق بود؛ چون دراین صورت ارث خانوادگی آن ها به غریبه ها نمی رسید. با این حال الیزابت درخواست کالینز را رد کرد و تهدیدهای مادرش را نیز نادیده گرفت. در همین روزها با آقای "ویکهام" آشنا شد .ویکهام خود را برادرخوانده ی دارسی معرفی کرد و از دارسی به بدی یاد نمود.الیزابت با شنیدن این حرف ها عمیقاً به فکر فرو رفت .آیا دارسی همسر خوبی برای او بود ؟ آیا او را خوش بخت می کرد؟ الیزابت کوشید تا بیش تر از دارسی بداند و اخلاق و رفتار او را زیر نظر بگیرد تا او را بهتر بشناسد.

پس از چندی خانواده ی آقای بینگلی به خانه ی دارسی در لندن رفت.این سفر را خواهر بینگلی طراحی کرده بود. او عاشق دارسی بود و با این حیله ی زنانه می خواست بین برادرش و جین فاصله بیندازد تا چارلز به خواهر دارسی علاقه مند شود تا بدین گونه دارسی را از آن خود کند .

جین و الیزابت از این موضوع خبر یافتند.الیزابت در ذهنش دارسی را نیز بی تقصیر نمی دانست .کشیش کالینز وقتی دید که دخترعمویش الیزابت هم برای ازدواج با او بی میل است متوجه دوست الیزابت، شارلوت شد و سرانجام با او عروسی کرد .

زمانی گذشت .از بینگلی و دارسی خبری نشد .جین با دایی و زن دایی اش به "هانسفورد" رفت تا شاید روحیه ی از دست رفته اش را بازیابد.پس از هفته ای الیزابت هم نزد وی رفت .در آن جا با دارسی دیدار کرد. دارسی به او اظهار عشق و علاقه کرد؛ ولی الیزابت با ردّ درخواست وی، از ستم های او به ویکهام و جداسازی چارلز از جین سخن راند .دارسی در نامه ای به الیزابت نوشت :« خانم محترم !ویکهام فردی هوس باز و دروغ گو است. او قصد فریب خواهر کوچک تان را دارد . »

چندی نمی گذرد که این حقیقت آشکار می شود؛ زیرا ویکهام با "لیدیا "(خواهر کوچک الیزابت)به لندن می گریزد.دارسی ترتیبی می دهد که آن ها را بیابند .سپس با پرداخت پول به هر دو، ویکهام را وادار می کند تا با لیدیا ازدواج نماید .

چارلز بینگلی نیز در آن جا جین را می بیند .خواهرش می کوشد تا او را از پیوند با جین منصرف کند؛ ولی بی ثمر است .آن ها عاشق هم اند .دارسی نیز دست از سر الیزابت برنمی دارد و باز هم به او پیشنهاد ازدواج می دهد .الیزابت این بار می پذیرد .


جین آستن

جین آستن (به انگلیسی: Jane Austen)، (16دسامبر 1775 - 18 ژوییه 1817) نویسنده انگلیسی که آثارش، ادبیات غربی را بسیار مورد تأثیر قرار داده*است. شناخت او از زندگی زنان و مهارتش در گوشه و کنایه*ها، اورا به یکی از مشهورترین رمان*نویسان عصر خودش تبدیل کرده*است.

جین آستن چند سالی از عمر خود را در شهر باث سپری کرد و این شهر به عنوان محل اقامت او مشهور است. موسسه*ای به نام «مرکز جین آستن» در خیابان گی در مرکز شهر باث موجود است که هر سال جشنواره*ای به نام جشنواره جین آستن در این شهر برگزار می*کند.


آثار

رمان*های منتشر شده در دوران حیات...

حس و احساس (1811)
غرور و تعصب (1813)
منسفیلد پارک (1814)
اما (1815)
رمان*هایی که پس از مرگ نویسنده منتشر شد...

کلیسای نورث انگر (1818)
ترغیب (1818)




[ پنج شنبه 1/10/90 ] [ 2:41 صبح ] [ کتابخوان ]
درباره وبلاگ

کتابخوان[9]
سلام دوست من . این وبلاگ برای ایجاد بانکی شامل یکصد کتاب که قبل از مرگ حتما باید خواند، ایجاد شده است . لطفا با راهنمایی ها و انتقادات خویش مرا در این امر یاری فرمایید
موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب
بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 8
کل بازدیدها: 1295